
بهار ، جوششی میان سرافرازی ِ سبزه ها و سربلندی من است...
ادامه مطلب
بهارxa0، بی تو ندارد بهاباید باشدفصلی بهادارترxa0ازxa0بهارانگار می دانمای همه ی بهانه امxa0...
ادامه مطلب
وقتی نبودی ، منتظر جشن یک فصل ، بهارxa0نارِنجxa0ها با تو بودم xa0 حالا که هستی ، میفهمم که میشود با تو چهار فصل ، بهارِxa0نارَنج ها داشت...! xa0...
ادامه مطلب
می روید دلتنگی در سایه های نبودنت سخت می پیچد بر گلوی بغض های پیر و نفس را در قفس ،حبس می کند xa0 این گونه است حال عشق خراب ، خرد ، خزانی و خاکستری خواب می زداید و سراب می زاید xa0 نمی گویم بیا خواهش نکنم هرگز که عشق ، کوچک می شود xa0 حال عشق این گونه است خراب ِ خوب... خوب ِ خراب... xa0...
ادامه مطلب