بیدار باید کرد
عسل واژه ریخت برایش
گیسو قصه بافت
با آنکه
پس ِ دیدار ، درد است
و
رنگ رخسار زرد
درهم می رود ابروان ابر
و می بارد باران
اما
آن لحظه که عشق است را
نفروشم به هیچ
هان که آن لحظه چه خوب است ،
حتی اگر فصل پائیز باشد
چرا که
انارستانش را من می بینم
هم نگاه می شویم
تمام می شود
عبور می کنم از کنارت
و شروع می شوی
می گذرم
و
می اندیشم به دیدار فردا
این بار
کمی عمیق تر نگاهم کن
و
بخوان کلام چشمانم را
من چیزی بیشتر از یک نگاه
و
عبور کوتاه هر روزم...!
*پیک مهرآفرین*...
ما را در سایت *پیک مهرآفرین* دنبال میکنید
برچسب: لحظة,لحظه به لحظه,لحظه آخری,لحظه مرگ,لحظه تحویل سال 1396,لحظه ها,لحظه, صدام,لحظه,لحظة وداع,لحظه ها معین, نویسنده: بازدید: 204