و
من سر به سینه ی آفتاب
دلم نمی آید بیدارت کنم
تنها ، نگاهت می کنم بی وقفه
و
می شمارم نفس هایت را با جان
انگار حرف برایت بیشتر دارم ،
وقت هایی که می خوابی !
انگار عشق ،
شکل بهار می شود
گل می کنند گونه هایم
و
باز می شوند تمام پنجره ها به سوی تنم
کم کم
آفتاب تنش را از زیر سرم می کشد بیرون
و
به روی تو می پاشد
می دانم که
آفتاب تو را بیدار خواهد کرد
ببین چه بهاری شد
وقتی که تو خواب بودی...
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۱۲:۴۷ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی|
*پیک مهرآفرین*...ما را در سایت *پیک مهرآفرین* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170