و
تن تبدار خورشید
وا نمی دارند مرا
از تکاپوی یافتن تو
حتی چشمهای ورم کرده ی باران
و
هر چه هست در جان جهان
هنوز من
همان من ِ ابتدا هستم
هنوز هم تو را می گردم
گرد تو و به دنبال تو
آنقدر که اکنون
در تار و پود کائنات
می بینم خودم را
و
از جذبه های ارغوانی
دهان بر گزافه و اضافه می بندم
سوگند به کودکی هایم
شوق فریبایی تو کشانده مرا
به سمت بی خودی های ناب
ناجی نجیبم !
تو مرا شکل پیدا کردی
که من گم بودم
حال
جوانه زده ام لا به لای هستی تو
از آیه های روشن چشمانت
و
سایه ها رفتند
به گور گردابی خویش
سوگند به کودکی هایم
من در تو گم شده ام...
پی نوشت : از شوق فریبایی شما
دوستان گل و ادیبم ، این خانه به روز شد.
سپاس بودن و همراهیتان را. :)
*پیک مهرآفرین*...
ما را در سایت *پیک مهرآفرین* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 203