تو کیستی
که آنگونه دل بُرده ای
و
اینگونه تنها گذاشته ای دل مُرده ای را؟
آری
تو دل بُرده ای
و
بُرده ای
گمان مبر اما
بازَنده نیستم
با زِنده بودنت
هرگز
لحظه هایم بلوریست
نا آگه ، ناگه می شِکنم
سر به سوی سردی ِ بی آغوشت نهادم
گاه
گم ، گیج و سرگردان می شوم
اما
بازَنده ، هرگز
سپرده ام به ذره ذره ها
یا تو را به من برسانند
یا من را به تو
درست است
سراغ ِ چراغی چون تو را
گاه نگرفته ام چونان که باید
اما
من همانم که به یک نگاه ِ نکرده ات ،
من ِ تو می شوم
من کیستم؟!
نوشته شده در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۹ساعت ۳:۴۰ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی|
*پیک مهرآفرین*...ما را در سایت *پیک مهرآفرین* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 198