از چه رو می خواهی بدانی کیستم؟
خود هنوز ندانم چیستم
کاش آموختنم را به تو
روش می دانستم
شاید اگر شکافی برای ذهن بود ،
چونان لب که برای صورت ،
آنوقت خوانا می شدم
از چه رو می خواهی؟ ، حال که تردید داری
هر چند
تردید ، به نگاهت یعنی با چشم ِ تر دیدن
که همیشه اینگونه مرا دیده ای
پاک کن اشک چشمانت را
شاید ببینی ام ، بخوانی ام ، بدانی ام
آری ، چاره همین است
نوشته شده در یکشنبه یکم آبان ۱۴۰۱ساعت ۹:۵۹ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی|
*پیک مهرآفرین*...ما را در سایت *پیک مهرآفرین* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115