
*پیک مهرآفرین* اشعار و دلنوشته ها من از جهانتو را می خواهم فقطکهتمام ِ جهان من شوی! نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد ۱۴۰۴ساعت ۱۱:۴۸ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| آخرين مطالب » » » » » » » » » » : <!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> About <!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> وبدانکه من همیشه وهمه جابه تو می اندیشمواندیشه ی منتنها دارایی من است...سلام دوستان ،به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ ، شامل مجموعه اشعار و د...
ادامه مطلب
بهار ، جوششی میان سرافرازی ِ سبزه ها و سربلندی من است...
ادامه مطلب
تو به جهان آمدیتا جهانم راپر از ندیدنت کنیومنتنها به جهانی دیگر می اندیشم نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۳:۵۸ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| بخوانید...
ادامه مطلب
بها به بهانه ام بده ،ای دردکهسختگیرو سخت ، گیر ِ بهانه ی تو امچه خواهی کرد؟ نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۹ساعت ۵:۱۷ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
بهار، بی تو ندارد بهاباید باشدفصلی بهادارترازبهارانگار می دانمای همه ی بهانه ام...
ادامه مطلب
رها شدهبندهی در بند ِ تو ،در بند ِرهاییبزن مُهرِ نهایی...
ادامه مطلب
با تمام روزها فرق می کند امروز حتی خودم هم با تمام روزهای دیروز انگارپیراهنم و نیز همه ی پیرامونم حرفی با من دارند از چشمهایشان خوانده ام سلامی را شاید هم کلامی را باید برای این خیال و خواب باید برای یافتن جواب قدم زنم شهر را زیر ابر بهاریامروز که هر آن هوای باراندارد می دوم همه ی شهر را ول...
ادامه مطلب
آن لحظه ی کوتاه دیدار را بیدار باید کرد عسل واژه ریخت برایش گیسو قصه بافت با آنکه پس ِ دیدار ، درد است و رنگ رخسار زرد درهم می رود ابروان ابر و می بارد باران اما آن لحظه که عشق است را نفروشم به هیچ هان که آن لحظه چه خوب است ، حتی اگر فصل پائیز باشد چرا که انارستانش را من می بینم هم نگاه می شویم تمام می شود عبور می کنم از کنارت و شروع می شوی می گذرم و می اندیشم به دیدار فردا این بار کمی عمیق تر نگاهم کن و بخوان کلام چشمانم را من چیزی بیشتر از یک نگاه و عبور کوتاه هر روزم...! ...
ادامه مطلب
وقتی نبودی ، منتظر جشن یک فصل ، بهارنارِنجها با تو بودم حالا که هستی ، میفهمم که میشود با تو چهار فصل ، بهارِنارَنج ها داشت...! ...
ادامه مطلب
می روید دلتنگی در سایه های نبودنت سخت می پیچد بر گلوی بغض های پیر و نفس را در قفس ،حبس می کند این گونه است حال عشق خراب ، خرد ، خزانی و خاکستری خواب می زداید و سراب می زاید نمی گویم بیا خواهش نکنم هرگز که عشق ، کوچک می شود حال عشق این گونه است خراب ِ خوب... خوب ِ خراب... ...
ادامه مطلب