خرید بک لینک
همیشه می گفتی
چه خفته در نگاهت که بید را مجنون کرده ای
و
گیسوان مجنون را اینگونه پریشان

تو بید بودی و من نگاه شدید
نگاه بیدار و هماره تشنه ی دیدار

اما تو سرت را بالا نمی گیری
نمی دانم شرم می کنی
یا می خواهی از اشک ، ترم کنی!

تو بید مجنون نبودی
من تو را دوست داشتم
من تو را جوری دیگر دوست داشتم

تو بید بودی به دست باد
و گرنه تنم هیچ وقت
این گونه مثل بید نمی لرزید

ای داد...

برچسب: نویسنده: پویان فرهادی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 3:52

صفحه بندی