با زنبیلی از نور
و
دست مرا میگیری
و
نگاهم را صاحب می شوی
و
من در تبسم آن روز نشسته ام
و
تصویر می بافم
و خستگی ها می تکانم
و
حال میفهمم که
گریه ی هنگامه ی تولدم ،
شروع فصل پنجمیست
که سر ِ اینجا دارد
و
فصلهای پنجمین و چندمینی که
پشت هم به انتظار ما هستند...
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۵ساعت ۴:۳۵ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی|
برچسب:
نویسنده: پویان فرهادی