ارزن - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 14:04
ارزنی ار زندگی راارزَندِگی دانی ،همهسازندگی بینی ،همه بازندگی رانی"سالتان سلامت"۰۱/۰۱/۰۱ نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین ۱۴۰۱ساعت ۹:۵۲ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| Adblock test (Why?)
شکفتن - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 14:04
[unable to retrieve full-text content]خدا را شکر که دوباره متولد شدم ... سی و یک سالگی.
سرشانه - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 14:04
سرت که روی شانه ام بنشیندشانه خالی می کنم از هر چه غم تقسیم می شویمسهم تو بیشتراین آغازین پایانیست که زندگی نام دارد ،آغوش اگر آغوش باشدمرگ ِ عشق است ، زمانه برگ ِ عشق رااز کدامین درخت باید نفس کشید؟ما زندگی نمی کنیمنام ِ زندیگمان ، مردگیست...زندگیمان ، مردگیست شانه خالی کرده ایمبا این همه اماجای سر...
روزنه - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:53
روز که روزنه نمی خواهدوارونه کرد اما نگاهت ، این اصل رانگاهت روزنه بود ، آن روز که تو را دیدمروزنه ی دعوت ِ عشقمرا کشاند از چشمانتباد ، جوری دیگر می وزید می نوازید انگارسبزه ها ، همه سرفرازی بوددیده دیگر می دید متن ِ عالم راشکفتن را ، شکافتن رایک کوچک ِ روزنه ای از توساطع از چشمان تو ، مرا رساند به ...
نیم ِ دیگر - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:53
من آن نیم ِ دیگرمنه آن نیمی که هستموهست ها را در نیست هازیست کرده اممن آن ِ آنم نوشته شده در چهارشنبه یکم دی ۱۴۰۰ساعت ۱۰:۳۹ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| Adblock test (Why?)
بغض - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:53
بغضی که نشست در گلو ،شکستوچشم ، بهارانه آن را تعریف کردواولین بار بود که فهمیدمشکستن ، گاه ، نشستن است نوشته شده در جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰ساعت ۵:۱ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| Adblock test (Why?)
نفس - تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 16:54
[unable to retrieve full-text content]نفس می شوم در تو با حوّا شدنم چه می خواهی دگر؟!
نسبت - تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 16:54
[unable to retrieve full-text content]نسبت ِ غم به شادی بیشتر است شادم که تو را غمگینم
بی هوای تو - تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 16:54
هوای من ! تو نیستی و من سالهاست بی هوا زنده ام این اعجاز عشقxa0توست حتیxa0 وقتی نباشی نوشته شده در دوشنبه یکم دی ۱۳۹۹ساعت ۸:۳۳ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی|
در به در - تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 16:54
هستم در به در ، در به درxa0xa0ِ تو دیوارxa0نَکِش به روی من xa0 آوار شوم به روی تو xa0 نوشته شده در چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۹ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی|
کیستی؟ - تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 16:54
توxa0کیستیxa0 که آنگونه دل بُرده ایxa0 وxa0 اینگونه تنها گذاشته ای دل مُرده ای را؟ xa0 آری تو دل بُرده ای و بُرده ای xa0 گمان مبر اما xa0 بازَنده نیستم با زِنده بودنتxa0 هرگز xa0 لحظه هایم بلوریستxa0 نا آگه ، ناگه می شِ
بهای بهانه - تاریخ: 1399/7/24 ساعت: 8:16
بها به بهانه ام بده ،ای دردکهسختگیرو سخت ، گیر  ِ بهانه ی تو امچه خواهی کرد؟ نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۹ساعت ۵:۱۷ ب.ظ توسط ارکیده کوچکسرائی| Let's block ads! (Why?)
پیام سبز - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 15:38
درود دوستان نازنینم...باز به آخرxa0سال رسیدیموسالی نو در پیش روی ماستمی دانم تلخی های بسیار داشتاماباید امید داشتکه آدمی با معجزه ی امید زنده استاین انتها ، ابتدای خوبی داردو همراه این سختی ها آسانیستxa0ا
بهار بی تو - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 15:38
بهارxa0، بی تو ندارد بهاباید باشدفصلی بهادارترxa0ازxa0بهارانگار می دانمای همه ی بهانه امxa0
رها شده - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 15:38
رها شدهبندهxa0ی در بندxa0 ِ تو ،در بندxa0 ِxa0رهاییبزن مُهرxa0xa0ِ نهاییxa0xa0
تب ِ شب - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 7:00
شب همدچارxa0xa0ِ تبxa0می شودوقتیمَهِ مِه آلودم تو باشیxa0xa0
سرد و گرم ِ درد - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 7:00
سردxa0است همیشهحرف ازxa0دردبایدگرمxa0گرفت باxa0دردxa0عقده ی درد که باز شودعقده ی جهانی کم شودxa0
عکس تو - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 23:53
عکس توبر عکس توستxa0کمی مثل عکس هایت ،اماخیره به منxa0باشوبخند :)xa0
همسایه - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:50
به هم رسیدن xa0ِ دو تنیعنی ،شود سایهxa0ات ، همسایهxa0ی منxa0xa0
تن سپرده - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 14:21
تنیده به تنت ، تنمxa0تنومند آنقدرxa0کهدست هیچxa0پیچکیxa0نتوان پیچید بر تن هامانxa0xa0بنفشهxa0بیافشانxa0پای این عشق راxa0

برچسب‌های مرتبط

شیعه حرفی آدم برفی | وبلاگ آدم حرفی | ادم کم حرفی هستم | لحظه به لحظه | لحظه آخری | لحظه مرگ | لحظه تحویل سال 1396 | لحظه ها | لحظه صدام | لحظة وداع